ثوبة. [ ث َ ب َ ] (اِخ ) ابن جُمیر. صاحب لیلی اخیلیه است و او را دیوانی است .
ثوبة. [ ث َ ب َ ] (اِخ ) ابن نمر بسی . مکنی به ابومحجن قاضی مصر. از قبیله ٔ بس بطنی از حمیر.