ثوب . [ ث َ ] (اِخ ) ابن النار. شاعری جاهلی است . (تاج العروس ).
ثوب . [ ث َ ] (اِخ ) ابن شحمه ٔ تمیمی ملقب به مجیرالطیر. و او ست که حاتم طی را اسیر کرد. (تاج العروس ).
جامه؛ لباس؛ پوشاک.
〈 ثوب مشطب: [قدیمی] جامۀ خطدار.
رفتار، روش، عمل
پیراهن، پیرهن، تنپوش، جامه
۱. پیراهن، پیرهن، تنپوش، جامه
۲. رفتار، روش، عمل