معانی کلمه : ثلث
لغت نامه دهخدا
ثلث . [ ث ُ ] (اِخ ) موضعی است در دیار مراد. (مراصد الاطلاع ).
ثلث . [ ث ِ ] (ع اِ) به هر سه روز یک بار نوبت آب درخت را: سقی نخله الثلث . || ولد سوم ناقة.
ثلث . [ ث ُ / ث ُ ل ُ ] (ع اِ) ثلیث . سه یک . ج ، اُثلاث .
فرهنگ عمید
۱. سه یک، یک سوم چیزی.
۲. ‹ثُلُثیّ› (هنر ) در خوشنویسی، از خطوط اسلامی که کتیبه ها و ندرتاً کتب مذهبی با آن نوشته می شود.
۲. ‹ثُلُثیّ› (هنر ) در خوشنویسی، از خطوط اسلامی که کتیبه ها و ندرتاً کتب مذهبی با آن نوشته می شود.
فرهنگ معین
(ثُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - یک سوم . ۲ - دو دانگ . ۳ - نام یکی از خطوط اسلامی . ۴ - یک سوم ترکة موصی در زمان فوت .
فرهنگ فارسی
ترم
دانشنامه عمومی
ثلث در دو مورد کاربرد دارد:
خط ثلث یکی از شیوه های بسیار مهم در خوشنویسی اسلامی و یکی از خطوط ششگانه است.
ثلث (روستا) روستایی است در دهستان بَنی مطر از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن.
خط ثلث یکی از شیوه های بسیار مهم در خوشنویسی اسلامی و یکی از خطوط ششگانه است.
ثلث (روستا) روستایی است در دهستان بَنی مطر از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن.
wiki: ثلث
گویش اصفهانی
تکیه ای: sols / seyak
طاری: sols / sečârak
طامه ای: sols
طرقی: sols
کشه ای: sols
نطنزی: ye(k)sevom
مترادف و متضاد
سهیک، یکسوم
۱. ترم
۲. سهیک، یکسوم
third ()
سیم، سومین، ثالث، سوم، سومی، ثلث
