Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ثقل

تلفظ بین المللی : /sˈeq1l/ تلفظ :‌ [s'eq1l]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • ثقل اصغر
  • ثقل اکبر
  • ثقل سنجی
  • ثقل کردن
  • ثقل سرد کردن
  • مرکز ثقل
  • شتاب ثقل
  • نقطه ثقل
  • ابو ثقل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ثقل . [ ث ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ثقیل .

ثقل . [ث ِ ] (اِخ ) محلی است در شعر زهیر. (مراصد الاطلاع ).

ثقل . [ ث َ ق ِ ] (ع مص ) سست و کاهل شدن . || گران شدن به وزن .

ثقل . [ ث ِ ق َ ] (ع اِمص ) گرانی . ضد خفت ، سبکی . || گران شدن . (غیاث اللغة)....

فرهنگ عمید

۱. باروبنه و حشم مسافر.
۲. مال؛ متاع.
۳. هر چیز نفیس.

۱. سنگین شدن؛ سنگینی.
۲. (پزشکی) یبوست.
۳. (موسیقی) بم بودن صدا.
⟨ ثقلِ سامعه: سنگینی گوش.

۱. سنگین شدن، سنگینی.
۲. (پزشکی ) یبوست.
۳. (موسیقی ) بم بودن صدا.
* ثقلِ سامعه: سنگینی گوش.
۱. باروبنه و حشم مسافر.
۲. مال، متاع.
۳. هر چیز نفیس.

فرهنگ معین

(ثِ قَ) [ ع . ] (مص ل .) سنگین شدن .

(ثُ) [ ع . ] (اِ.) 1 - تفاله هر چیزی . 2 - دُرد شراب .

(ثَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) گران شدن . 2 - (مص م .) آزمودن وزن چیزی در دست .

(ثِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) گران شدن . 2 - ظاهر شدن آبستنی زن . 3 - (اِمص .) سنگینی ، گرانی . 4 - (اِ.) رخت و بار و بنة مسافر. 5 - کالای خانه . 6 - گناه ، اثم . 7 - گنج زمین . 8 - دفینة زمین . ؛ ~ سامعه سنگینی گوش ....

دانشنامه آزاد فارسی

ثِقْل
رجوع شود به:گرانی/گرانش
wikijoo: ثقل

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- گران شدن . ۲- ظاهر شدن آبستنی زن . ۳- ( اسم ) گرانی سنگینی . ۴-( اسم ) رخت و بار و بن. مسافر. ۵- کالای خانه . ۶- گناه اثم . ۷- گنج زمین دفین. زمین . جمع : اثقال . ۸- بم مقابل زیر. ۹- امتلائ معده . یا ثقل سامعه . سنگینی گوش گرانی گوش . یا ثقل سرد. شکم دردی که از بسیار خوردن میوه خصوصا از میوه های نارس پدید آید هیضه وبائ پاییزی . یا ثقل معده . امتلائ معده سوئ هاضمه . یا قو. ثقل . قو. جاذ...

دانشنامه عمومی

دل درد گرفتن بر اثر خوردن میوه کال سردی کردن دچار سردی مزاج شدن بر اثر خوردن میوه نارس

مترادف و متضاد

دشواری، سختی

بارسنگینی، سنگینی، گرانی، ورز، وزن ≠ سبکی

۱. بارسنگینی، سنگینی، گرانی، ورز، وزن
۲. دشواری، سختی ≠ سبکی

gravity (اسم)شدت، جدیت، سنگینی، اهمیت، وقار، ثقل، جاذبه زمین، درجه کشش، دشواری وضعexertion (اسم)تقلا، اعمال زور، ثقل...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَوْزَارِ: بارهای سنگین - گناهان("وَزَر" به پناهگاهی در کوه می گویند و به مناسبت سنگینی کوه به ثقل و بار "وزْر" می گویند و به همین جهت گناهان را هم وزر خواندهاند همچنانکه ثقل هم میخوانند ، و در قرآن از گناهان ، هم به وزر تعبیر شده و فرموده : لیحملوا اوزارهم ک...معنی أَوْزَارَهَا: بارهایش سنگینش("وَزَر" به پناهگاهی در کوه می گویند و به مناسبت سنگینی کوه به ثقل و بار "وزْر" می گوی...

فرهنگ فارسی ساره

گران


کلمات مرتبط

  • ثقل اصغر
  • ثقل اکبر
  • ثقل سنجی
  • ثقل کردن
  • ثقل سرد کردن
  • مرکز ثقل
  • شتاب ثقل
  • نقطه ثقل
  • ابو ثقل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات