معانی کلمه : تیلا
لغت نامه دهخدا
تیلا. [ت َ ] (اِ) جعل منقش پرخط و خال . (برهان ) (از ناظم الاطباء). ظاهراً محرف رتیلا. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
تیلا. (اِ) چنبر رسن تابی را گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (فرهنگ رشیدی ). چنبر رسن . (شرفنامه ٔ منیری ).
فرهنگ عمید
۱. رسن.
۲. چرخ رسن تابی.
۲. چرخ رسن تابی.
فرهنگ معین
(اِ. ) چرخ رسن تابی .
فرهنگ فارسی
جعل منقش پر خط و خال ظاهرا محرف رتیلا
دانشنامه عمومی
نقاشی پر خط و خال ( شلوغ)
گویش مازنی
چنگک – چوبی بلند که نوک آن مانند عدد هشت است و برای چیدن ...
/tilaa/ چنگک – چوبی بلند که نوک آن مانند عدد هشت است و برای چیدن انار و گردو به کار رود
واژه نامه بختیاریکا
( تیلا * ) تیر چوبی؛ چوب دستی
( ● ) ؛ فشرده شونده
( ● ) ؛ فشرده شونده
