Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیس

تلفظ بین المللی : /tˈis/ تلفظ :‌ [t'is]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • تیس روستای تاریخی
  • تیس دکاشتن
  • تیس تعمره
  • تیس فن والکنگود
  • تیس و بلاتنا
  • تیس ویرجینیای غربی
  • رجله التیس
  • ظلف التیس
  • لحیه التیس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تیس . (اِخ ) بندری نزدیک چاه بهار به خلیج فارس . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

تیس . [ ت َ ی َ ] (ع اِمص ) اسم مصدر است از تیساء. (از منتهی الارب ). مانستن هر دو شاخ حیوانی به شاخهای بز کوهی . (ناظم الاطباء). رجوع به تیساء شود.

تیس . (اِ) گونه ای از غبیرا. غبیراء بری . گونه ای از پستنک که درختچه ای است قلیل الوجود در ...

فرهنگ عمید

غان#NAME?

۱. بُز نَر.
۲. آهوی نر.

= غان
۱. بُز نَر.
۲. آهوی نر.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (اِ. ) بز نر.

دانشنامه آزاد فارسی

درختچه ای زیبا و دارای برگ های مرکب، با نام علمی Sorbus authorcuparia L، متعلق به خانوادۀ گل سرخ۱. گل های مجتمع آن در حالت غنچه به رنگ قهوه ای روشن و پوشیده از کرک است، ولی پس از شکفتن شیری رنگ می شود. میوۀ قرمزرنگ این گیاه دارای سوربیتول۲ است و برای درمان بیماران دیابتی به جای قند کاربرد دارد. دم کردۀ برگ این گیاه، اثر مسهل ملایم و رفع ناراحتی های دستگاه تنفسی مانند سرفه و برونشیت دارد. میوۀ تازه...

فرهنگ فارسی

( اسم ) درختی ازتیر. گل سرخیان که برگهایش مرکب است . گلهایش سفید خوشه یی ومیوه اش ریز و گرد است. چوب این درخت سخت و رنگین و قرمز رنگ است غبیرای بری پرند. انگور .
بندری نزدیک چاه بهار به خلیج فارس

دانشنامه عمومی

تیس روستایی از توابع شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستان ایران است که در منطقه کوهپایه ای در ۵ کیلومتری شمال غربی چابهار واقع شده است. پیشینهٔ باستانی این بندر به دوران هخامنشیان بازمی گردد و آثار تاریخی بسیاری در این شهر وجود دارد.دیدنی های چابهارتیس یکی از بنادر مهم ایران در دریای مکران در زمان هخامنشیان بوده است و پیشتر به آن تیز می گفته اند. در آن دوران کالاها از آسیای شرقی و هند به بندر تی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بز نر یک ساله را تیس گویند. از آن به مناسبت در باب حج یاد شده است.بز نر یک ساله را تیس گویند. عرب، ماده بز یک ساله را «عنز» و نر آن را «تیس» می خواند.مراتب افضلیت در قربانی حجافضل در قربانی حج، شتر و گاو ماده، سپس میش نر و در مرتبۀ بعد تیس است. wikifeqh: تیس...

واژه نامه بختیاریکا

تیز؛ صاف

کلمات مرتبط

  • تیس روستای تاریخی
  • تیس دکاشتن
  • تیس تعمره
  • تیس فن والکنگود
  • تیس و بلاتنا
  • تیس ویرجینیای غربی
  • رجله التیس
  • ظلف التیس
  • لحیه التیس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات