Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیز پوی

تلفظ بین المللی : /tˈiz pˈuːj/ تلفظ :‌ [t'iz p'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اچ تی ام ال پویا
  • لورا پویس تیو
  • گنبد تیزپوی
  • تیزپوی
  • پای جی تی کی
  • داگلاس ایکس تی بی2دی اسکای پایرت
  • قنات پای تیغ
  • تیزپو
  • تیزویر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تیزپوی. ( نف مرکب ) تیزتک. تیزتاز. سریعالسیر. تندرو :
کم آسا و دمساز و هنجارجوی
سبک یاب و آسان رو و تیزپوی.
اسدی.
نماینده بر گنبد تیزپوی
دو پیکر تو گوئی چو زرینه گوی.
اسدی.
بسان کهی جانور تیزپوی
چو کوهی خروشنده و رزمجوی.
اسدی.
رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تیزتک تیز تاز سریع السیر

کلمات مرتبط

  • اچ تی ام ال پویا
  • لورا پویس تیو
  • گنبد تیزپوی
  • تیزپوی
  • پای جی تی کی
  • داگلاس ایکس تی بی2دی اسکای پایرت
  • قنات پای تیغ
  • تیزپو
  • تیزویر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات