کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تیزکاری
تلفظ بین المللی :
/tizkˈɑri/
تلفظ :
[tizk'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
پیش تمیزکاری
تمیزکاری ابی
تمیزکاری اسیدی
تمیزکاری اندی
تمیزکاری شعله ای
تمیزکاری فراصوتی
تمیزکاری قلیایی
تمیزکاری پاششی
تمیزکاری پاششی مرکز گریز
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تیزکاری. ( حامص مرکب ) تندی. تندخویی : برادر کیخسرو، فرود، کشته شد از تیزکاری طوس. ( مجمل التواریخ و القصص ص 47 ).
کلمات مرتبط
پیش تمیزکاری
تمیزکاری ابی
تمیزکاری اسیدی
تمیزکاری اندی
تمیزکاری شعله ای
تمیزکاری فراصوتی
تمیزکاری قلیایی
تمیزکاری پاششی
تمیزکاری پاششی مرکز گریز
نظرات