کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تیززبان | کلماتور
معانی کلمه : تیززبان
تلفظ بین المللی :
/tˌajazzˈozbɑn/
تلفظ :
[t,ajazz'ozbAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تیززبانی
تیغزبانی کردن
ترمزبان ترن
تیزبازی
تیزبینی و مهارت
تیزباد
شخص تیزبین
ترزبان
تندزبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تیززبان. [ تیزْ، زَ ] ( ص مرکب ) زبان آور و بلیغو فصیح. ( ناظم الاطباء ). ذلق. ذلیق. حلیف. طلق اللسان. طلیق اللسان. حلیف اللسان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تیززبانی و تیز و دگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ عمید
زبان آور، فصیح.
فرهنگ فارسی
زبان آور و بلیغ و فصیح ذلق
مترادف و متضاد
چیره، ذلیق، بلیغ، فصیح، زبانآور ≠ الکن، پریشزبان، زبانپریش، گنگ، اصم
کلمات مرتبط
تیززبانی
تیغزبانی کردن
ترمزبان ترن
تیزبازی
تیزبینی و مهارت
تیزباد
شخص تیزبین
ترزبان
تندزبان
نظرات