Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیزدم

تلفظ بین المللی : /tˌajazzˈodam/ تلفظ :‌ [t,ajazz'odam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ابچلیک تیزدم
  • مار تیزدم
  • تیزدست
  • تیزدندان
  • تیزمغز
  • تیردم
  • تیزآموز
  • تیزدادن
  • تیزداس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تیزدم. [ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای نفس تند و سوزان باشد. ( ناظم الاطباء ). خشمناک : چو شیر ژیان شد بر پیلسم برآویخت با آتش تیزدم.فردوسی.برفتم بسان نهنگ دژم مرا تیزچنگ و ورا تیزدم.فردوسی.بغرید چون تیزدم اژدهابزد خنجرآمد ز دستش رها.فردوسی.چون تنور از نار نخوت هرزه خوار و تیزدم چون فطیر از روی فطرت بدگوار و جانگزای.خاقانی.- تیزدم برزدن ؛ فریاد سخت برآوردن. بانگ بلند برزدن از شدت خشم و جز آن : بگفت ا...

فرهنگ عمید

۱. آن که دارای نفس تند و سوزان باشد.
۲. کارد یا شمشیری که دم آن تیز و بُرنده باشد.

فرهنگ فارسی

آنکه دارای نفس تند و سوزان باشد

کلمات مرتبط

  • ابچلیک تیزدم
  • مار تیزدم
  • تیزدست
  • تیزدندان
  • تیزمغز
  • تیردم
  • تیزآموز
  • تیزدادن
  • تیزداس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات