تیز. [ ی َزز ] (ع اِ) سخت الواح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شدیدالالواح از گور خران یا خران . (از ذیل اقرب الموارد).
(اِ.) باد صداداری که از مقعد خارج شود.
(ق .ص .)1 - تندخو، بدخو.2 - زرد، بی رنگ .
[ په . ] (ص .) 1 - بُرنده . 2 - هر چیز که مزه آن تند باشد و زبان را بسوزاند، مانند فلفل . 3 - هوشیار، مراقب .4 - (ق .) (عا.)سریع ، فوری .
تکیه ای: tiz
طاری: tiz
طامه ای: tiz
طرقی: tir
کشه ای: tiz
نطنزی: tiz
چابک، سریع
تند، حاد ≠ کند
برا، بران، برنده
۱. تند، حاد
۲. چابک، سریع
۳. برا، بران، برنده ≠ کند
۴. پرادویه
۵. تلخمزه، گس
۶. باد، ریح، گوز
۷. باهوش، دقیق، هوشیار، زیرک ≠ دیرفهم، کمهوش