کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تیر-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تیر کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈir kˈardan/
تلفظ :
[t'iR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
با تیر یا دیرک محکم کردن
بجلو تیر اندازی کردن
تیر اندازی کردن
تیر دار کردن
زبان تر کردن
طبع تیز کردن
لب تر کردن
گلو تر کردن
اسان تر کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
تیر کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ؛وادار کردن کسی به کاری. تحریک کردن.
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م . ) ۱ - نشان کردن ، هدف قرار دادن . ۲ - کسی را تحریک کردن ، به کاری واداشتن .
فرهنگ فارسی
در تداول وادار کردن کسی بکاری
واژه نامه بختیاریکا
( تیر کِردِن )
به گزینی
کلمات مرتبط
با تیر یا دیرک محکم کردن
بجلو تیر اندازی کردن
تیر اندازی کردن
تیر دار کردن
زبان تر کردن
طبع تیز کردن
لب تر کردن
گلو تر کردن
اسان تر کردن
نظرات