موج؛ موج دریا.
۱. آماده؛ مهیا؛ ساخته.
۲. مالش.
۳. مالش دادن و لوله ساختن تریاک.
〈 تیار کردن: (مصدر لازم) آماده ساختن؛ مهیا کردن.
(تِ یّ) (اِ. ص .) 1 - مهیا ، ساخته . 2 - مالش دادن ، لوله ساختن تریاک .
(تَ یّ) [ ع . ] (اِ. ص .) 1 - موج دریا. 2 - لاف زدن . 3 - متکبر و مغرور.
حاضر، آماده.
از توابع چلاو آمل
درست، کامل، صحیح
آماده، تدارک، تهیه، فراهم، مهیا، حاضر
۱. آماده، تدارک، تهیه، فراهم، مهیا، حاضر
۲. درست، کامل، صحیح