معانی کلمه : تکیه
لغت نامه دهخدا
تکیه . [ ت َ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان درجزین است که در بخش رزن شهرستان همدان واقع است و 430 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
فرهنگ عمید
۱. پشت دادن به چیزی، پشت خود را به چیزی نهادن.
۲. (اسم ) محل وسیع برای روضه خوانی و عزاداری.
۳. (اسم ) [قدیمی] جای نگه داری مستمندان.
۲. (اسم ) محل وسیع برای روضه خوانی و عزاداری.
۳. (اسم ) [قدیمی] جای نگه داری مستمندان.
فرهنگ معین
(تَ یِ ) [ ع . تکیة ] ۱ - (مص ل . ) پشت دادن به چیزی . ۲ - (اِ. ) جایی وسیع برای انجام مراسم عزا و روضه خوانی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
برجستگی یک هجا یا واژه در زنجیرۀ گفتار متـ . تکیۀ واژه word accent 2
پشت دادن بچیزی، پشت خودرابچیزی نهادن، محل، روضه خوانی وعزاداری، جای نگهداری مستمندان
۱ -( مصدر ) پشت دادن بچیزی پشت نهادن . ۲ - ( اسم ) محل نگاهداری تهیدستان . ۳ - جایی وسیع مکه در آن مراسم عزا و روضه خوانی برپا کنند : تکی. حسینی .
۱ -( مصدر ) پشت دادن بچیزی پشت نهادن . ۲ - ( اسم ) محل نگاهداری تهیدستان . ۳ - جایی وسیع مکه در آن مراسم عزا و روضه خوانی برپا کنند : تکی. حسینی .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
تکیه حسینیه
/tekkiye/ تکیه حسینیه
مترادف و متضاد
فشار
تاکید، اصرار
تعزیهخانه، حسینیه
اتکا، اطمینان، اعتماد، پناهگاه
۱. اتکا، اطمینان، اعتماد، پناهگاه
۲. تعزیهخانه، حسینیه
۳. تاکید، اصرار
۴. فشار
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پشت دادن
واژه نامه بختیاریکا
بو پدو
فرهنگستان زبان و ادب
{accent , stress , word accent} [زبان شناسی] برجستگی یک هجا یا واژه در زنجیرۀ گفتار
متـ . تکیۀ واژه word accent 2
