کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تکه-تکه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تکه تکه کردن
تلفظ بین المللی :
/tˌakahhotˈakeː kˈardan/
تلفظ :
[t,akahhot'ake: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
یک تکه کردن
تکه تین کردن
تعارف تکه پاره کردن
تعارف تکه پاره یا تیکه پاره کردن
تُکَّه کِردن
با تکیه تلفظ کردن
تاه کردن
تک کردن
تک گویی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
تکه تکه کردن. [ ت ِک ْ ک َ / ک ِ ت ِک ْ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاره پاره کردن. ( از برهان )( از فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ). فلان چیز را تکه تکه کرد؛ یعنی پاره پاره ساخت. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
پاره پاره کردن
مترادف و متضاد
slab
(فعل)
تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، باریکه باریکه شدن
واژه نامه بختیاریکا
پِرزِنیدِن
کلمات مرتبط
یک تکه کردن
تکه تین کردن
تعارف تکه پاره کردن
تعارف تکه پاره یا تیکه پاره کردن
تُکَّه کِردن
با تکیه تلفظ کردن
تاه کردن
تک کردن
تک گویی کردن
نظرات