معانی کلمه : تکمله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه چیزی به آن تمام و کامل شود، تتمه.
فرهنگ معین
(تَ مَ یا مِ لِ ) [ ع . تکملة ] (اِ. ) ۱ - تتمه ، متمم . ۲ - بخش پایانی و قسمت آخر کتاب ، مقاله و هر نوشتة دیگر.
فرهنگ فارسی
آنچه که چیزی به آن تمام وکامل شود
( اسم ) ۱ - تتمهمتمم . ۲ - مالیات اضافی که برای جبران کسر در آمدهای مالیاتی ناشی از غیبت یا مهاجرت یا موت جمعی از مودیان بدیگر مودیان تحمیل میشد .
( اسم ) ۱ - تتمهمتمم . ۲ - مالیات اضافی که برای جبران کسر در آمدهای مالیاتی ناشی از غیبت یا مهاجرت یا موت جمعی از مودیان بدیگر مودیان تحمیل میشد .
