معانی کلمه : تکلم
فرهنگ عمید
سخن گفتن، به سخن آمدن.
فرهنگ معین
(تَ کَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) سخن گفتن .
فرهنگ فارسی
سخن گفتن، بسخن آمدن
مترادف و متضاد
سخنگفتن، گپ زن، گفتگو کردن، مکالمه کردن
اختلاط، حرف، صحبت، گپ، گفتار، گفتگو، مکالمه ≠ استماع، گوش دادن
۱. اختلاط، حرف، صحبت، گپ، گفتار، گفتگو، مکالمه
۲. سخنگفتن، گپ زن، گفتگو کردن، مکالمه کردن ≠ استماع، گوش دادن
language (اسم)
زبان، لسان، کلام، تکلم، سخنگویی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
سخ نگوی
