تکفیر. [ ت َ ] ( ع مص ) پوشیدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از غیاث اللغات ). || لباس پوشیدن بر روی زره و پوشاندن آنرا. ( از اقرب الموارد ). || فاگذشتن ( درگذشتن ) از گناه کسی. ( زوزنی ). درگذشتن ازگناه. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). پاک کردن خداوند گناه کسی را. ( از اقرب الموارد ). || ناچیز کردن گناه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاط...
فرهنگ عمید
۱. کسی را کافر و بی دین خواندن، به کفر و بی دینی نسبت دادن. ۲. [قدیمی] پوشاندن. ۳. [قدیمی] کفاره دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - پوشاندن ، کفاره دادن . ۲ - کسی را کافر و بی دین خواندن .
دانشنامه آزاد فارسی
تکفیر (اسلام). تَکْفیر (اسلام)در اصطلاح فقیهان به سه معنا به کار می رود: الف. حکم به ارتداد مسلمان که غالباً از سوی علمای اسلامی صادر می شود (← ارتداد). از تکفیر سوءاستفاده های بسیار شده است. غالباً تکفیر ابزار سیاستمداران برای طرد رقبا از صحنه سیاسی قرار گرفته است؛ ب. ادای کفاره را گویند؛ ج. گذاشتن یکی از دست ها بر روی دست دیگر به هنگام نماز به شیوه ای که در اهل سنت رایج است. در امامیه این کار ...
فرهنگ فارسی
پوشاندن، کفاره دادن، کسی راکافروبی دین خواندن
دانشنامه عمومی
تکفیر اصطلاحی است در علم کلام و فقه به معنای نسبت کفر و شرک دادن به مسلمان. تکفیر در اصل به معنای پوشاندن است، ولی در عربی و فارسی به معانی گوناگونی به کار رفته است..
[ویکی فقه] تکفیر، اصطلاحی در کلام و فقه به معنای نسبت کفر دادن به مسلمان است.«تکفیر» از «ک ـ ف ـ ر» به معنای نهان کردن و پوشاندن است. اطلاق کفر به فرد از این رو است که حقیقت را نهان می کند یا با کفرورزی بر دل خود پوشش می نهد. در تحلیلی ویژه گفته اند: از آن جا که فرد حقایق و تاویل های دین خداوند را می پوشاند، به او کفر نسبت می یابد. کفر متضاد ایمان و در اصطلاح، انکار مطالبی است که پیامبر صلی الله ع...