تکسر. [ ت َ ک َس ْ س ُ ] ( ع مص ) خرد و مرد شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).شکسته شدن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || نزد اطباء عبارت است از حالی که انسان در آن حالت احساس سرما و لرزیدن و نیازمندی به گرم شدن کند در پوست و عضلات بدن. ( از بحر الجواهر از کشاف اصطلاحات الفنون ) : و اگر کسی را اندر زمستان بسبب فصد ناکردن تکسری اندر تن پدید آید فصد باید کردن لکن خ...
فرهنگ عمید
۱. شکسته شدن، درهم شکسته شدن، خرد شدن. ۲. شکستگی.
فرهنگ معین
(تَ کَ سُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) شکسته شدن .
فرهنگ فارسی
شکسته شدن، درهم شکسته شدن، خردشدن، شکستگی ۱ - ( مصدر ) شکسته شدن شکستن خرد شدن . ۲ - ( اسم ) شکستگی . جمع : تکسرات .