Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تپه

تلفظ بین المللی : /tappˈeː/ تلفظ :‌ [tapp'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • تپّه
  • تپه دامنه کوه
  • تپه دریایی
  • تپه زیرابی
  • تپه پرسنگ
  • تپه کوچک
  • تپه کوچک اتش فشانی
  • تپه گرد
  • تپه اسکی لین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تپه . [ ت َ پ َ ] (اِخ ) قریه ای است تابع سنجاغ ازمیر از ولایت آیدین که در قضای اوده مش قرار دارد. در اطراف این قریه یک رشته خرابه ها و آثار عتیقه وجود دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).

تپه . [ ت َپ ْ پ َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان اجارود است که در بخش گرمی ، شهرستان اردبیل و در 9 هزارگزی جنوب خاوری گرمی و 9 هزارگزی شوسه ٔ گرمی به بیله سوار واقع است جلگه ای گرم...

فرهنگ عمید

۱. (زمین شناسی ) برآمدگی کم ارتفاع پوستۀ زمین.
۲. هر چیز انباشته شده بر روی هم.

فرهنگ معین

(تَ پِّ ) (اِ. ) پشتة بلند خاک یا شن ، تل .

فرهنگ فارسی

بر آمدگی درروی زمین ازخاک یاشن، پشته بلند، تل
( اسم ) ۱- پشت. بلند بر آمده از زمین . ۲- کلاه زنان و آن چیزی باشد محرابی که زنان از گلابتون و مروارید دوزندو طلا و جواهر نیز سازند و بر پیشانی نصب کنند.
قریه ایست تابع سنجاغ ازمیر از ولایت آیدین که در قضای اوده مش قرار دارد ٠ در اطراف این قریه یک رشته خرابه ها و آثار عتیقه وجود دارد ٠

دانشنامه عمومی

چِقا (لری بختیاری).

تپه یا تُنب واژه ای فارسی به معنی ارتفاعی نه بس بلند از زمین، تل، تپه، توده، نجد و ربوه است.در پارسی دری و در برخی گویشهای محلی به کار رفته است. ازجمله گویش تنگستانی و لارستانی به ویژه در گویش کوخِردی و شهرستان بستک هرمزگان به کار می رود...واژهٔ فارسیِ تپه شکلی دیگر از واژه های قدیمی تر پارسیِ تبره و تبرک است. زبان های ترک تبار نیز این واژه را از فارسی وام گرفته اند.wiki:...

گویش مازنی

سرگین گاو

قطره – ذره – به مقدار کم

/teppe/ قطره – ذره – به مقدار کم & سرگین گاو

گویش اصفهانی

تکیه ای: tapa / kopa
طاری: tappa
طامه ای: koppa
طرقی: kopa
کشه ای: kopa
نطنزی: tappa / tal

مترادف و متضاد

top (اسم)اوج، سر، قله، بالا، نوک، تپه، راس، رویه، فرق، روپوش، فرق سر، رو، فرفره، تاپ، کروک، درجه یک فوقانیhill (اسم)توده، پشته، تپه، ماهور، تلmound (اسم)خرپشته، پشته، تپه، ماهور، بر امدگیmount (اسم)ترفیع، صعود، کوه، تپه، پایه، مقوای عکس، قاب عکس، مرکوبbrae (اسم)دامنه، ساحل، تپه، سرازیری تپهbarrow (اسم)توده، چرخ دستی، چرخ دوره گردها، کوه یخ، زنبه، قطعه عظیم یخ، پشته، کوه، تپه، خاک کش، خنازیر، ماهور...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به کوه پست و پشته بلند از خاک یا شن در فارسی «تپه» گویند.در زبان دری «تبره»، «تبرک» و «گر» نیز گزارش شده است. برابر برخی تعریف ها، گردی و برآمدگی از زمین ، دو شاخصه آن، به شمار می آیند. معادل این واژه در عربی، کلمه «تَلّ»، مفردِ «تِلال» به معنای توده ای از شن یا قطعه ای از زمین است که بر اطرافش مشرف باشد. واژه های مرادف در قرآن کریم(۱) قرآن کریم.(۲) لغت نامه، دهخدا (م ۱۳۳۴ ش) و دیگران، ...

واژه نامه بختیاریکا

تَل؛ چُقا؛ دِمه؛ گوت؛ مُلِّه؛ گموت؛ مَر؛ چِگا؛؛ دِر؛ تکاله

کلمات مرتبط

  • تپّه
  • تپه دامنه کوه
  • تپه دریایی
  • تپه زیرابی
  • تپه پرسنگ
  • تپه کوچک
  • تپه کوچک اتش فشانی
  • تپه گرد
  • تپه اسکی لین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات