تون . (ع اِ) خرقه که بر آن به کجه بازی کنند. (منتهی الارب ). خرقه ای که در آن کجه بازی کنند. (ناظم الاطباء). الخرقة التی یلعب علیها بالکجة. (لسان العرب ) (اقرب الموارد).
آتشدان حمام؛ گلخن.
در قالیبافی، نخهایی که در طول قالی به کار میرود؛ تار.
آتشدان حمام
تاوان – جریمه
محل افروختن آتش
وقت – گاه – زمان
۱رشته ی نخ ۲نخ پشمی یا ابریشمی
۱تار پارچه – تار ۲گل و لای ۳آتش خانه حمام – گلخن
تار
آتشخانه گرمابه، آتشدانحمام، گلخن ≠ پود
۱. آتشخانه گرمابه، آتشدانحمام، گلخن
۲. تار
۳. ≠ پود