Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : توله

تلفظ بین المللی : /tˈuːleː/ تلفظ :‌ [t'u:le:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • توله حیوانات
  • توله دار
  • توله زاییدن
  • توله سگ
  • توله سگ مانند
  • توله شکاری و پشمالوی بویی
  • توله پل ـ ژان
  • توله سر
  • توله موله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تولة. [ ل َ / ت َ ل َ ] (ع اِ) بلا و سختی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سختی . (مهذب الاسماء).

توله . [ ت َ وَل ْ ل ُه ْ ] (ع مص ) (از: ول ه ) اندوهگین شدن و سرگشته و بی خود گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

تولة. [ ت ُ وَ ل َ ] (ع اِ) به معنی تولة اس...

فرهنگ عمید

پنیرک#NAME?

۱. حیران شدن.
۲. سرگشته و بی‌خود شدن از شدت حزن و اندوه یا کثرت وجد.

۱. بچۀ برخی پستانداران گوشتخوار: توله‌سگ، توله‌شیر.
۲. [مجاز] سگ کوچک.
۳. [عامیانه، مجاز] بچۀ انسان.

۱. حیران شدن.۲. سرگشته و بی خود شدن از شدت حزن و اندوه یا کثرت وجد.۱. بچۀ برخی پستانداران گوشتخوار: توله سگ، توله شیر.۲. [مجاز] سگ کوچک.۳. [عامیانه، مجاز] بچۀ انسان.= پنیرک...

فرهنگ معین

(لِ ) (اِ. ) نوزاد سگ .

دانشنامه آزاد فارسی

تولِه (Thule)نام یونانی و رومی شمالی ترین سرزمین شناخته شده، که در ابتدا پوتئاس۱ کاشف، آن را به سرزمینی اطلاق کرد که شش روز پس از عزیمت از ساحل شمالی بریتانیا به آن جا رسید. جزایر شتلند۲ و اورکنی۳، و همچنین ایسلند و اسکاندیناوی را همین ناحیه دانسته اند.PytheasShetlandOrkneyswikijoo: توله...

فرهنگ فارسی

بچه سگ، سگ بچه، سگ کوچک ، بچه شغال، حیران شدن، سرگشته وبیخودشدن ازشدت حزن واندوه
( اسم ) نان کلاغ خبازی .
نامی است که رومی ها به جزیره در شمال اروپا احتمالا به یکی از جزایر شتلند اطلاق می کردند و آنرا انتهای شمالی دنیا می دانستند

دانشنامه عمومی

گیاهی است خودرو که در فصل زمستان پس از باران می روید. دارای برگهای پهنی است و مردم با توجه به خاصیتهای درمانی آن که می گویند برای دستگاه تنفسی ، ریه ها و معده خوب است آن را با چاقو چیده و سپس خرد کرده و می جوشانند تا پخته شود. مصرف آن با دو سبزی محلی و خودرو دیگر به نام " کاکُل " و " تُرُوشو " ، انجام می شود. آن را می چلانند تا آب آن خالی شود و سپس می خورند.آب آن باعث سرگیچه وتلو تلوخوردن می شود....

گویش مازنی

به سگ ویژه ی شکار پرندگان گویند

تخم ابریشمی که برای پرورش سال بعد،کنار گذارند

/tavele/ تخم ابریشمی که برای پرورش سال بعد، کنار گذارند & به سگ ویژه ی شکار پرندگان گویند

گویش اصفهانی

تکیه ای: tüla
طاری: tüla
طامه ای: tula
طرقی: tüla
کشه ای: tula
نطنزی: tula

مترادف و متضاد

نوزاد جانور

نوزاد سگ، بچه سگ

۱. نوزاد سگ، بچه سگ
۲. نوزاد جانور

cub (اسم)بچه، توله، بچه پستانداران گوشتخوار، بچهحیوانwhelp (اسم)بچه، توله، بچهحیوان، توله سگ، بچه هر نوع حیوان گوشتخوارyelper (اسم)توله...

واژه نامه بختیاریکا

( تولِه ) پنیرک
تیل؛ تیلِه

کلمات مرتبط

  • توله حیوانات
  • توله دار
  • توله زاییدن
  • توله سگ
  • توله سگ مانند
  • توله شکاری و پشمالوی بویی
  • توله پل ـ ژان
  • توله سر
  • توله موله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات