Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : توقیعی

تلفظ بین المللی : /tˌoq1iʔˈi/ تلفظ :‌ [t,oq1i?'i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صالح توقیعی
  • سامانۀ توزیعی
  • سامانۀ عامل توزیعی
  • عدالت توزیعی
  • گذرگاه دوسویۀ توزیعی
  • تودیعی
  • توزیعی
  • توقیع خط
  • توقیع پاپی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

توقیعی. [ ت َ / تُو ] ( ص نسبی ) منسوب به توقیع. دارای نشان و صحه پادشاه یا رئیس. نامه یا فرمانی مؤکد و نافذ با مهر و صحه سلطان یا رئیس : جهانی درهوا و طاعت ما بیارامیده و نامه توقیعی رفته است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 77 ). از هرات ، نامه توقیعی رفته بود با کسان بوسهل زوزنی تا خواجه احمد حسن به درگاه آید. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 144 ). خواجه نامه توقیعی سلطانی فرستاد با سه خیلتاش تا علی رغم قاضی ، ت...

فرهنگ فارسی

منسوب به توقیع دارای نشان و صحه پادشاه یا رئیس نامه یا فرمانی موکد و نافذ با مهر و صحه سلطان یا رئیس

کلمات مرتبط

  • صالح توقیعی
  • سامانۀ توزیعی
  • سامانۀ عامل توزیعی
  • عدالت توزیعی
  • گذرگاه دوسویۀ توزیعی
  • تودیعی
  • توزیعی
  • توقیع خط
  • توقیع پاپی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات