معانی کلمه : توفیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. صرفه جویی.
۲. (اسم ) تفاوت.
۳. افزونی، زیادتی، افزایش.
۴. زیاد کردن، افزودن.
۵. [قدیمی] زیاد کردن مال.
۶. [قدیمی] سود، فایده.
۷. [قدیمی] حق کسی را تمام وکمال دادن.
۸. [قدیمی] تمام کردن.
۲. (اسم ) تفاوت.
۳. افزونی، زیادتی، افزایش.
۴. زیاد کردن، افزودن.
۵. [قدیمی] زیاد کردن مال.
۶. [قدیمی] سود، فایده.
۷. [قدیمی] حق کسی را تمام وکمال دادن.
۸. [قدیمی] تمام کردن.
فرهنگ معین
(تُ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - زیاد کردن . ۲ - حق کسی را تمام دادن . ۳ - فرق داشتن ، تفاوت . ۴ - اندوختن مال .
فرهنگ فارسی
زیادکردن، افزون، زیادکردن مال، تمام کردن
۱ - ( مصدر ) زیاد کردن اضافه کردن افزودن . ۲ - حق کسی را تمام دادن . ۳ - اندوختن مال کسب کردن گرد کردن . ۴ - ( مصدر ) بسیار شدن . ۵ - ( اسم ) تفاوت . ۶ - آنچه در اجاره از آن فایده بردارند . جمع : توفیرات .
۱ - ( مصدر ) زیاد کردن اضافه کردن افزودن . ۲ - حق کسی را تمام دادن . ۳ - اندوختن مال کسب کردن گرد کردن . ۴ - ( مصدر ) بسیار شدن . ۵ - ( اسم ) تفاوت . ۶ - آنچه در اجاره از آن فایده بردارند . جمع : توفیرات .
مترادف و متضاد
افزوده شدن ≠ کاهش یافتن، کاستن
اختلاف، افتراق، امتیاز، تباین، تفاوت، فرق، مبانیت، مغایرت
۱. افزوده شدن
۲. اختلاف، افتراق، امتیاز، تباین، تفاوت، فرق، مبانیت، مغایرت ≠ کاهش یافتن، کاستن
۳. اضافه درآمد، سود، منفعت
۴. مالاندوزی
