معانی کلمه : توسعه
لغت نامه دهخدا
توسعة. [ ت َ س ِ ع َ ] (ع مص ) فراخی و فراخ کردن و گاهی از غیر ناقص است هم بر این وزن مصدر می آید. (غیاث اللغات ) (آنندراج ): وسع توسیعاً و توسعة. (ناظم الاطباء). || (اِمص ) سعة و اِتّساع . (اقرب الموارد). فراخی و وسعت . (ناظم الاطباء). و با پیداکردن و دادن و یافتن مستعمل است .
فرهنگ عمید
فراخی، گشادگی.
فرهنگ معین
(تُ س ِ عِ ) [ ع . توسعة ] ۱ - (مص م . ) گشاد کردن ، فراخ کردن ، وسعت دادن . ۲ - (اِمص . ) گشادی ، فراخی . ۳ - ترقی ، پیشرفت .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فراخی، گشادگی
۱ - ( مصدر ) گشاد کردن فراخ کردن . ۲ - ( اسم ) گشادی فراخی .
۱ - ( مصدر ) گشاد کردن فراخ کردن . ۲ - ( اسم ) گشادی فراخی .
دانشنامه عمومی
گسترش.
توسعه می تواند به موارد زیر اشاره کند:
توسعه انسانی
توسعه اقتصادی
توسعه اجتماعی
توسعه پایدار
توسعه جهانی
توسعه انسانی
توسعه اقتصادی
توسعه اجتماعی
توسعه پایدار
توسعه جهانی
wiki: توسعه
مترادف و متضاد
بسط، پیشرفت، عمران، گسترش، وسعت
بسط دادن، گسترشدادن، پیشرفت کردن
۱. بسط، پیشرفت، عمران، گسترش، وسعت
۲. بسط دادن، گسترشدادن، پیشرفت کردن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
گسترش، افزایش، پیشرفت
