کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تور-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تور کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈuːr kˈardan/
تلفظ :
[t'u:R k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تور سیمی نصب کردن
تور مانند یا مشبک کردن
زبان تر کردن
لب تر کردن
گلو تر کردن
از پیش تصور کردن
اسان تر کردن
با اسفنج پاک کردن یا تر کردن
با تبر جنگ کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
۱. به دام انداختن، شکار کردن، صید کردن
۲. رام کردن (جنسمخالف)
کلمات مرتبط
تور سیمی نصب کردن
تور مانند یا مشبک کردن
زبان تر کردن
لب تر کردن
گلو تر کردن
از پیش تصور کردن
اسان تر کردن
با اسفنج پاک کردن یا تر کردن
با تبر جنگ کردن
نظرات