معانی کلمه : توریه
لغت نامه دهخدا
توریة. [ ت َ رات ] (اِخ ) کتاب موسی . (مهذب الاسماء). نزد اهل شرع کتابی است که بر موسی نازل شد و آن 9 لوح بود و خدا امر فرمود که هفت لوح را تبلیغ نماید و دو لوح را متروک سازد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). توراة. تورات . رجوع به تورات شود.
فرهنگ عمید
پوشانیدن و پنهان کردن حقیقت، امری را برخلاف حقیقت نشان دادن، حقیقت را نهفتن و طور دیگر وانمود کردن.
فرهنگ معین
(تُ یِ ) [ ع .توریة ] (مص م . ) پوشانیدن حقیقت .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ایهام
wikijoo: توریه
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
توریه:کتمان حقیقت. امتناع از بیان کل حقیقت. بر همین مبنا در دادگاه های انگلستان نوعاً سوگند خوردن را اینگونه بیان می کنند: I swear to God that I will tell the truth, the whole truth and nothing but the truth. "من به خداوند سوگند می خورم که حقیقت را بگویم و تمام حقیقت را بگویم و چیزی جز حقیقت را نگویم.
گویش مازنی
نیرنگ – دسیسه
/toorie/ نیرنگ – دسیسه
