معانی کلمه : توحید گوی
لغت نامه دهخدا
توحیدگوی. [ ت َ / تُو ] ( نف مرکب ) اقرارکننده به یگانگی خدای تعالی. گوینده کلمه لااله الااﷲ :
توحیدگوی او نه بنی آدم است و بس
هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد.رجوع به توحید شود.
توحیدگوی او نه بنی آدم است و بس
هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد.رجوع به توحید شود.
فرهنگ فارسی
اقرار کننده به یگانگی خدای تعالی . گوینده کلمه لا اله الا الله
