کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توانا-کردن | کلماتور
معانی کلمه : توانا کردن
تلفظ بین المللی :
/tavˈɑnɑ kˈardan/
تلفظ :
[tav'AnA k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تواما رشد کردن
بی توان کردن
تاتا کردن
چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد
انچه با تدبیر توان کرد با زور بازو میسر نشود
توانا
توانا بر همه چیز
توانا ساختن
توانا شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
توانا کردن. [ ت ُ / ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأیید. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تعزیز. تطویع. ( منتهی الارب ). و رجوع به توانا شود.
فرهنگ فارسی
تایید ٠ تعزیز
کلمات مرتبط
تواما رشد کردن
بی توان کردن
تاتا کردن
چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد
انچه با تدبیر توان کرد با زور بازو میسر نشود
توانا
توانا بر همه چیز
توانا ساختن
توانا شدن
نظرات