کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توانایی-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : توانایی داشتن
تلفظ بین المللی :
/tˌavɑnˈɑiː dˈɑʃtan/
تلفظ :
[t,avAn'Ai: d'AStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
توانایی تسلط داشتن
توانایی رویارویی یا خرج را داشتن
توانایی
توانایی خندیدن
توانایی ازون کاهی
توانایی انجام کار
توانایی برتری بر کسی را نداشتن
توانایی راه رفتن یا انجام کار را نداشتن
توانایی حرکت در گیاهان
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
can
(فعل)
قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن، در قوطی ریختن، زندان کردن، اخراج کردن، توانایی داشتن
may
(فعل)
قادر بودن، امکان داشتن، توانایی داشتن، میتوان، ایکاش
واژه نامه بختیاریکا
بَهرِخو بیدِن؛ ور گِریدِن؛ ز برا وُرَوُدِن
کلمات مرتبط
توانایی تسلط داشتن
توانایی رویارویی یا خرج را داشتن
توانایی
توانایی خندیدن
توانایی ازون کاهی
توانایی انجام کار
توانایی برتری بر کسی را نداشتن
توانایی راه رفتن یا انجام کار را نداشتن
توانایی حرکت در گیاهان
نظرات