معانی کلمه : توا
لغت نامه دهخدا
توا. [ ت ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بازفت است که در بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع است و 180 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
دانشنامه آزاد فارسی
توآ. توآ (Twa)
قومی ساکن در بوروندی و روآندا، نزدیک به یک درصد از جمعیت این دو منطقه از قوم توآ هستند. آن ها مردمی قدکوتاه، کوچ نشین، شکارچی و گر دآورندۀ خوراکند و در جنگل ها زندگی می کنند.
قومی ساکن در بوروندی و روآندا، نزدیک به یک درصد از جمعیت این دو منطقه از قوم توآ هستند. آن ها مردمی قدکوتاه، کوچ نشین، شکارچی و گر دآورندۀ خوراکند و در جنگل ها زندگی می کنند.
wikijoo: توآ
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان بازفت است که در بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع است ٠
گویش مازنی
از دهکده های متروک و قدیمی در مشرق گرگان
/tavaa/ از دهکده های متروک و قدیمی در مشرق گرگان
واژه نامه بختیاریکا
( تَوا ) ( ● ) ؛ تابنده؛ درخشنده
( تَوا ) ( ● ) ؛ نیمه جامد ( نیمه مایع )
( تَوا ) ( ● ) ؛ نیمه جامد ( نیمه مایع )
