تهنیت کردن. [ ت َ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تهنیت دادن. تهنیت گفتن. مبارکباد گفتن و خوش آمدی گفتن. ( ناظم الاطباء ) : برپای خاست و تهنیت کرد و دیناری و دستارچه ای باده پیروزه نگین سخت بزرگ بر انگشتری نشانده بدست خواجه احمد حسن داد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 151 ). حسنک از نشابور برفت و کوکبه بزرگ باوی از قضاة و فقها و بزرگان و اعیان تا امیر را تهنیت کنند. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 207 ). مقدمان می آمدندو ...