تهم . [ ت َ هَِ ] (ع ص ) نعت است از تَهَم به معنی بدبوی شدن گوشت . (منتهی الارب ). بدبوی و فاسد و متغیر شده . (ناظم الاطباء).
تهم . [ ت َهََ ] (ع اِ) سختی گرما و سکون باد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شدت گرما و ایستادن باد. (آنندراج ). || زمینی که از آن به سوی دریا فرودآیند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به تهمة شود....
فرهنگ عمید
۱. قوی، نیرومند: ورا هوش در زاولستان بود / به دست تهم پور دستان بود (فردوسی: ۵/۲۹۷ )، که را بخت و شمشیر و دینار باشد / و بالا و تن تَهْم و پشت کیانی (دقیقی: ۱۰۷ ). ۲. بزرگ. ۳. بی همتا در بزرگی و دلیری و زورمندی.
جمع تهمت ( اسم ) جمع تهمت دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان زنجان است
دانشنامه عمومی
تهم (زنجان). مختصات: ۳۶°۴۷′۲۳″شمالی ۴۸°۳۳′۳۹″شرقی / ۳۶٫۷۸۹۷۷°شمالی ۴۸٫۵۶۰۹۵°شرقی / 36.78977; 48.56095تهم (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.این روستا در دهستان تهم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۷۵ نفر (۲۷۹خانوار) بوده است.wiki: تهم (زنجان)...
گویش مازنی
بخار – بخار گرما
/tahm/ بخار – بخار گرما
فرهنگ اسم ها
اسم: تهم (پسر) (فارسی) معنی: قوی، نیرومند
مترادف و متضاد
brave(صفت)
بی پروا، دلیر، سرزنده، خیره، متهور، بی باک، عالی، غیور، بامروت، خیره سر، سرانداز، سلحشور، شجاع، دلاور، نترس، تهم، مرد، با جرات