کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تهدم
تلفظ بین المللی :
/tˈahdam/
تلفظ :
[t'ahdam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سامانۀ پادکنش فروسرخ تهدید پیشرفته
شناخت تهدید
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا تهمورث دین شاه
علی تهامی
گردش تقدمی
مهمات تهدیدنگر
با تهدید از کسی چیزی طلبیدن
با تهدید سخن گفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تهدم. [ ت َ هََ دْ دُ ] ( ع مص ) ویران شدن.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخت خشمگین شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). سخت شدن خشم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || به خشم وعده بد کردن و ترسانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخت گشن خواه گردیدن ناقه. ( منتهی الارب...
فرهنگ فارسی
ویران شدن سخت خشمگین شدن
کلمات مرتبط
سامانۀ پادکنش فروسرخ تهدید پیشرفته
شناخت تهدید
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا تهمورث دین شاه
علی تهامی
گردش تقدمی
مهمات تهدیدنگر
با تهدید از کسی چیزی طلبیدن
با تهدید سخن گفتن
نظرات