Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تهبش

تلفظ بین المللی : /tˈahbaʃ/ تلفظ :‌ [t'ahbaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زاویۀ تابش
  • انرژی تابشی
  • شدت تابش
  • فشار تابش آکوستیکی
  • کاواک تابشگر
  • گذار تابش زا
  • گسیل تابشی
  • گیراندازی تابش زا
  • میدان تابش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تهبش. [ ت َ هََ ب ْ ب ُ ] ( ع مص ) گرد آمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تجمع. ( اقرب الموارد ). || ورزیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): خرج یتهبش لعیاله ؛ یجمع و یتکسَّب. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گرد آمدن ورزیدن

کلمات مرتبط

  • زاویۀ تابش
  • انرژی تابشی
  • شدت تابش
  • فشار تابش آکوستیکی
  • کاواک تابشگر
  • گذار تابش زا
  • گسیل تابشی
  • گیراندازی تابش زا
  • میدان تابش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات