معانی کلمه : تنکیس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
واژگون کردن، سرنگون ساختن، سرازیر کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) واژگون کردن ، سرازیر ساختن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) واژگون کردن سرازیر ساختن .
نگونسار کردن . سرنگون کردن .
نگونسار کردن . سرنگون کردن .
