Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنوق کردن

تلفظ بین المللی : /tˈanvvoq1 kˈardan/ تلفظ :‌ [t'anvvoq1 k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی تنوع کردن
  • ترق و تروق کردن
  • تنطق کردن
  • تنو کاردن
  • تنوق
  • شاخص تنوع
  • صمغ التنوب
  • غار توق
  • گردشگر تنوع طلب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تنوق کردن. [ ت َن َوْ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در نظافت و پاکیزگی چیزی مبالغت کردن. || نیکو کردن خورش و لباس وآراستگی کردن در کار :... وی اندر آن تنوق کردی تا سخت نیکو آمدی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 106 ). و بر خصوص درگاه و منشی و حاجب تنوق هرچه تمامتر کرد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 92 ). رجوع به تنوق شود.

فرهنگ فارسی

در نظافت و پاکیزگی چیزی مبالغت کردن . یا عمل تنوق . نیکو کردن در خورش و لباس و آراستگی کردن در کار .

کلمات مرتبط

  • بی تنوع کردن
  • ترق و تروق کردن
  • تنطق کردن
  • تنو کاردن
  • تنوق
  • شاخص تنوع
  • صمغ التنوب
  • غار توق
  • گردشگر تنوع طلب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات