کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تنها-گذاشتن | کلماتور
معنی کلمه : تنها گذاشتن
تلفظ بین المللی :
/tˈanhɑ ɡˈozɑʃtˌan/
تلفظ :
[t'anhA g'ozASt,an]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تنها گذاردن
تنها
تنها و بی کس
تنها ابلهان زنده می مانند
تنها بازمانده
تنها دو بار زندگی می کنیم
تنها کلا
تنها گزین
تنها گیر اوردن و کتک زدن تا سر حد مرگ
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
strand
(فعل)
رسیدن، گیر افتادن، متروک ماندن، به صخره خوردن، تنها گذاشتن، بهم بافتن و به صورت طناب دراوردن
کلمات مرتبط
تنها گذاردن
تنها
تنها و بی کس
تنها ابلهان زنده می مانند
تنها بازمانده
تنها دو بار زندگی می کنیم
تنها کلا
تنها گزین
تنها گیر اوردن و کتک زدن تا سر حد مرگ
نظرات