Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنظیم

تلفظ بین المللی : /tˈanzim/ تلفظ :‌ [t'anzim]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • تنظیم ادعا نامه
  • تنظیم اهنگ
  • تنظیم به صورت جدول
  • تنظیم سرعت چیزی
  • تنظیم و تنسیق خود
  • تنظیم وقت
  • تنظیم پذیر
  • تنظیم کردن
  • تنظیم کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تنظیم. [ ت َ ] ( ع مص ) مبالغه نظم. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). درکشیدن جواهر به رشته وسخن در وزن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). درکشیدن جواهر به رشته و وزن ترتیب دادن سخن را. ( ناظم الاطباء ). جواهر به رشته کشیدن. ( آنندراج ). ترتیب شعر وبه رشته کشیدن مروارید. ( ناظم الاطباء ) : با چنین پیران لابل که جوانان چنین زود باشد که شود عقد خراسان تنظیم.؟ ( از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 390 ).|| مجا...

فرهنگ عمید

۱. نظم دادن.
۲. مرتب کردن کارها.
۳. به رشته کشیدن جواهر.
۴. به نظم وترتیب درآوردن سخن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . )۱ - نظم دادن . ۲ - پیوند دادن .

فرهنگ فارسی

مرتب کردن، نظم دادن، برشته کشیدن جواهر
۱- ( مصدر ) نظم دادن سر و سامان دادن بسامان کردن مرتب ساختن . ۲ - پیوند دادن برشته کشیدن . ۳ - ( اسم ) آراستگی نظم . جمع : تنظیمات .
مبالغه نظم . درکشیدن جواهر به رشته و سخن در وزن . یا نظام بر آوردن ماهی .

دانشنامه عمومی

تَنظیم ممکن است برای اشاره به موارد زیر باشد:تنظیم (موسیقی)تنظیمات نام دورانی از اصلاحات دولتی و اجتماعی در سده ۱۹ (میلادی) در امپراتوری عثمانی است.گروه تنظیم گروهی شبه نظامی متعلق به سازمان فتح.wiki: آهنگسازی گفته می شود که طی آن، چیدمان سازها، جمله بندی اثر، و لحن نت ها بر پایهٔ قوانین کنترپوان و هارمونی مشخص می شود.آهنگسازینوازندگیسلفژتئوری موسیقیقطعه موسیقیتنظیم کننده، که یک قطعه را برای سازها...

مترادف و متضاد

هماهنگ

مرتب کردن، منظم کردن، سروسامان دادن

انتظام، ترتیب، تنسیق، مرتب‌سازی، نظم، نظم‌دهی، ≠ نابسامان کردن

۱. انتظام، ترتیب، تنسیق، مرتبسازی، نظم، نظمدهی،
۲. مرتب کردن، منظم کردن، سروسامان دادن ≠ نابسامان کردن

adjustment (اسم)تطبیق، تنظیم، تعدیل، اصلاح، میزان، تسویه، اسباب تنظیم، الت تعدیلarrangement (اسم)قرار، تنظیم، تصفیه، ترتیب، نظم، مقدمات، ارایش، تمهید، طبقه بندیr...

فرهنگستان زبان و ادب

{arrangement} [موسیقی] 1. سازمان دهی مجدد قطعۀ موسیقی برای اجرا با یک یا چند ساز یا آواز دیگر 2. سازآرایی آهنگ در موسیقی مردم پسند
{maneuvre} [حمل ونقل ریلی] تمامی عملیات تنظیم قطار، شامل جداسازی واگن ها و لوکوموتیوها از قطار برای واگذاری به کارگاه ها و اتصال آنها به قطار و جابه جایی قطار در خطوط

کلمات مرتبط

  • تنظیم ادعا نامه
  • تنظیم اهنگ
  • تنظیم به صورت جدول
  • تنظیم سرعت چیزی
  • تنظیم و تنسیق خود
  • تنظیم وقت
  • تنظیم پذیر
  • تنظیم کردن
  • تنظیم کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات