معانی کلمه : تنصیف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (ریاضی ) نصف کردن، دونیم کردن چیزی.
۲. به نیمۀ چیزی رسیدن.
۲. به نیمۀ چیزی رسیدن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) دو نیمه شدن .
فرهنگ فارسی
نصف کردن، دونیم کردن چیزی، به نیمه چیزی رسیدن
( مصدر ) نصف کردن دو نیمه کردن . جمع : تنصیفات .
( مصدر ) نصف کردن دو نیمه کردن . جمع : تنصیفات .
