معانی کلمه : تنسی
لغت نامه دهخدا
تنسی . [ ت ِن ْ ن ِ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ عبدالجلیل . او راست : نظم الدر و العقیان فی بیان شرف بنی زیان (ملوک تلمسان ). (از معجم المطبوعات ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ایالتی از ایالات متحده آمریکا ( مرکز جنوب شرقی ) که رود تنسی آنرا مشروب سازد ۳۹۲۴٠٠٠ سکنه . پایتخت ناشویل شهر عمده ممفیس .
یکی از ایالات متحده امریکای شمالی که به وسیله رود تنسی مشروب می گردد ٠
یکی از ایالات متحده امریکای شمالی که به وسیله رود تنسی مشروب می گردد ٠
