معانی کلمه : تنزیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سود، بهره.
۲. [مجاز] = قرآن
۳. (اسم مصدر ) پرداخت وجه برات یا سفته قبل از سررسید آن و کسر مبلغی از آن به عنوان سود.
۴. (اسم مصدر ) فروفرستادن.
۵. (اسم مصدر ) پایین آوردن.
۶. (اسم مصدر ) [قدیمی] وحی.
۲. [مجاز] = قرآن
۳. (اسم مصدر ) پرداخت وجه برات یا سفته قبل از سررسید آن و کسر مبلغی از آن به عنوان سود.
۴. (اسم مصدر ) فروفرستادن.
۵. (اسم مصدر ) پایین آوردن.
۶. (اسم مصدر ) [قدیمی] وحی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) فرود آوردن . ۲ - مرتب ساختن . ۳ - (اِ. ) قرآن . ۴ - سودی که به پول وام داده تعلق گیرد، پولی که از مبلغ برات یا سفته پیش از سررسید کسر می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) فرود آمدن. ۲ - فرو فرستادن نازل کردن . ۳ - مرتب ساختن . ۴ - ( اسم ) قر آن نبی . ۵ - ( اسم ) سود و ربحی که بپول وام داده تعلق گیرد . جمع : تنزیلات .
به معنی قر آن مجید کتاب خداب تعالی که پیغامبر خاتم آورد ٠
به معنی قر آن مجید کتاب خداب تعالی که پیغامبر خاتم آورد ٠
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اسم
فرودآیی
نازل شدن
نازل کردن، فرو فرستادن
ربا، ربح، فرع، مرابحه، نزول
۱. ربا، ربح، فرع، مرابحه، نزول
۲. فرودآیی،
۳. نازل شدن،
۴. نازل کردن، فرو فرستادن
