کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تناوب-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تناوب کردن
تلفظ بین المللی :
/tanˈɑvob kˈardan/
تلفظ :
[tan'Avob k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تناول کردن
سنگ تاب کردن
بتناوب کار کردن
تاب دار کردن
تاول دار کردن
تاول زده کردن
تاو کردن
تاول کردن
تناوب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تناوب کردن. [ ت َ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بنوبت آمدن. بنوبت روی آوردن : و از آن وقت باز دواعی ادبار تجاوب نمود و قوافل حرمان خذلان تناوب کرد. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به تناوب شود.
فرهنگ فارسی
به نوبت آمدن . به نوبت روی آوردن .
کلمات مرتبط
تناول کردن
سنگ تاب کردن
بتناوب کار کردن
تاب دار کردن
تاول دار کردن
تاول زده کردن
تاو کردن
تاول کردن
تناوب
نظرات