Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمییز

تلفظ بین المللی : /tˈamiːz/ تلفظ :‌ [t'ami:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تمییز دادن
  • تمییز کردن
  • تمییز اعداد
  • تمییز حجت از لا حجت
  • ارتباط تمییز و حال
  • اصل در تمییز
  • التبصیر فی الدین و تمییز الفرقه الناجیه عن الفرق الهالکین
  • التمییز
  • بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تمییز. [ ت َ ] ( ع مص ) جدا کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). به دو یای تحتانی... بمعنی جدا کردن. مأخوذ از میز بالفتح. اما فارسیان یک «یا» را بنا بر تخفیف حذف کنند و تمیز بر وزن عزیزمی خوانند. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). رجوع به تمیز شود. || بازشناختن از یکدیگر. بازدانستن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). بازشناخ...

فرهنگ عمید

۱. جدا کردن، فرق گذاشتن، امتیاز دادن، جدا کردن و شناختن چیزها از یکدیگر.
۲. (اسم ) قوۀ نفسیه که انسان به وسیلۀ آن معانی را استنباط می کند.
۳. (اسم ) از ابواب نحو.
۴. (اسم ) (ادبی ) کلمه ای که رفع ابهام ماقبل کند، و اگر آن را حذف کنیم جمله ناقص خواهد ماند.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) نک تمیز.

فرهنگ فارسی

جداکردن، فرق گذاشتن، امتیازدادن، جداکردن
۱ -( مصدر ) باز شناختن باز دانستن فرق گذاشتن . ۲ - جدا کردن . ۳ - ( اسم ) شناخت شناسایی . ۴ - قوه ای نفسانی که شخص بتوسط آن معانی را استنباط کند . ۵- ( نحو ) کلمه ایست که رفع ابهام ما قبل کند ( در عربی تمییز منصوب است ) . جمع : تمییزات .

دانشنامه عمومی

تمییز (نحو). تمییز یا متمم مفعولی یا مسند مفعولی در دستور زبان فارسی، یکی از نقش هایی است که یک کلمه یا گروهی از کلمات می توانند در جمله داشته باشند. تمیز همواره، یا گروه اسمی است یا گروه صفتی یا گروه حرف اضافه ای. مثلا در جملات زیر:دانشجویان او را بی سواد می دانستند.او را علی نامیدند.کلمات «بی سواد» و «علی» نقش تمیزی دارند که اولی، گروه صفتی و دومی گروه اسمی است.wiki: تمییز (نحو)...

مترادف و متضاد

۱. بازشناسی، تشخیص، تعیین، تفکیک
۲. بازشناختن
۳. فرق گذاشتن، تشخیص دادن
۴. تفکیک کردن، جدا کردن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تمییز ( نحو). "تمییز" مصدر باب تفعیل از مادّه "میز" و در لغت به معنای جدا و مشخّص نمودن است. (مازَ یَمِیزُ مَیزاً: عَزَلتُه وَ فَرَزتُه و کذلک مَیَّزتُه تَمِییزاً. ) و در اصطلاح نحو "تمییز" عبارت است از اسم نکره ی فضله ای که جنس یا نوع ذات مفرد، یا نسبت مبهم قبل خود را مشخص می کند.در نحو ، اسم نکره جامد نصب|منصوبی است که برای رفع ابهام از اسم یا نسبت پیش از خود به کار می رود. تعریف تم...

کلمات مرتبط

  • تمییز دادن
  • تمییز کردن
  • تمییز اعداد
  • تمییز حجت از لا حجت
  • ارتباط تمییز و حال
  • اصل در تمییز
  • التبصیر فی الدین و تمییز الفرقه الناجیه عن الفرق الهالکین
  • التمییز
  • بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات