کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تمکین-نهادن | کلماتور
معانی کلمه : تمکین نهادن
تلفظ بین المللی :
/tˈamkin nˈahˈɑdan/
تلفظ :
[t'amkin n'ah'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تمکین ندادنی
تسکین ندادنی
تمکین
تمکین کردن
تمکین بخارایی عبد الرحمان
تمکین دادن
تمکین شیروانی
تمکین یافتن
تمکین کرمانشاهی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تمکین نهادن. [ ت َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تمکین کردن. اطاعت کردن :
جوانمرد شاطرزمین بوسه داد
ملک را ثنا گفت و تمکین نهاد.
سعدی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
تمکین کردن . اطاعت کردن
کلمات مرتبط
تمکین ندادنی
تسکین ندادنی
تمکین
تمکین کردن
تمکین بخارایی عبد الرحمان
تمکین دادن
تمکین شیروانی
تمکین یافتن
تمکین کرمانشاهی
نظرات