Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمکن

تلفظ بین المللی : /tamˈakkon/ تلفظ :‌ [tam'akkon]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • تَمَکن
  • تنوین تمکن
  • گواهی تمکن مالی
  • التمن رابرت
  • التمن سیدنی
  • اورارتو تمدن
  • اینکا تمدن
  • قره تکن
  • گران تمکین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تمکن. [ ت َ م َک ْ ک ُ] ( ع مص ) جای گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. || برپای بودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قائم شدن. ( غیاث اللغات )( آنندراج ). || گیاه مکنان روئیدن. ( از اقرب الموارد ). || منزلت یافتن نزد پادشاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) : به روزگار وزارت خواجه بزرگ ع...

فرهنگ عمید

۱. توانایی پیدا کردن.
۲. [قدیمی] جای گرفتن، جاگیر شدن.
۳. [قدیمی] جاه و مقام یافتن، دارای مقام و منزلت شدن.
۴. [قدیمی] پابرجا شدن.

فرهنگ معین

(تَ مَ کُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - جاگیر شدن . ۲ - دارای جاه و مقام شدن . ۳ - توانا شدن .

دانشنامه آزاد فارسی

تَمَکُّن(در لغت به معنی جای گرفتن) اصطلاحی عرفانی با دو معنیِ متفاوت. ۱. حصول مرتبۀ بقای بعد از فنا. طبیعی است که این اصطلاح در این معنی، تنها به معدودی از عارفان قابل اطلاق است؛ ۲. استقرار کامل در هر مقام. در این معنی، هر سالک در هر منزلی، هر چند منازل ابتدایی باشد، چنانچه حقوق آن منزل را رعایت کند و کاملاً در آن مستقر شود، او را متمکّن در آن منزل، و حالت او را تمکّن می خوانند. در این دومین معنی ...

فرهنگ فارسی

جای گرفتن، جاگیرشدن، پابرجاشدن، جاه ومقام
۱ - ( مصدر ) جاگیر شدن پابرجا شدن جای گرفتن . ۲ - جاه و مقام یافتن منزلت پیدا کردن . ۳ - دست یافتن توانا شدن . ۴ - ( اسم ) توانایی قدرت . ۵ - دارایی . جمع : تمکنات .

مترادف و متضاد

تعین، تمول، تنعم، توانگری، ثروت، دارایی، دولت، مال، مکنت، منال ≠ افلاس، تهیدستی، فقر

۱. تعین، تمول، تنعم، توانگری، ثروت، دارایی، دولت، مال، مکنت، منال ≠ افلاس، تهیدستی، فقر
۲. جاه، مقام، منزلت
۳. توانایی، قدرت ≠ ناتوانی
۴. جاگرفتن، جاگیر شدن
۵. منزلت یافتن، جاهومقامیافتن
۶. توانا شدن ≠ ناتوان شدن

فرهنگستان زبان و ادب

{placentation} [زیست شناسی- علوم گیاهی] موقعیت تخمک ها در درون تخمدان

کلمات مرتبط

  • تَمَکن
  • تنوین تمکن
  • گواهی تمکن مالی
  • التمن رابرت
  • التمن سیدنی
  • اورارتو تمدن
  • اینکا تمدن
  • قره تکن
  • گران تمکین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات