معانی کلمه : تملیک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مالک گردانیدن، دارا کردن.
۲. کسی را مالک چیزی کردن، چیزی را به ملک کسی درآوردن.
۲. کسی را مالک چیزی کردن، چیزی را به ملک کسی درآوردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) دارا کردن ، مالک گردانیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دارا کردن خداوند گردانیدن مالک گردانیدن . جمع : تملیکات .
دانشنامه عمومی
دارا کردن کسی .مالک کردن کسی
