معانی کلمه : تملیت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سر بار.
۲. یک لنگه از بار.
۳. بار کوچکی که بر پشت استر یا الاغ بگذارند و بر آن سوار شوند.
۲. یک لنگه از بار.
۳. بار کوچکی که بر پشت استر یا الاغ بگذارند و بر آن سوار شوند.
فرهنگ معین
(تَ ) (اِ. ) یک لنگة بار، بار کمی که بر بالای استر یا الاغ بگذارند و بر روی آن نشینند.
