کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تمشیل | کلماتور
معنی کلمه : تمشیل
تلفظ بین المللی :
/tˈamʃil/
تلفظ :
[t'amSil]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زی حسگر تمایلی
سَوانگاری تمایلی
بی تمایل
تمایل ب چپ
تمایل برگشت باصل
تمایل به دوستی
تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
تمایل به یک طرف
تمایل بیجهت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تمشیل. [ ت َ ] ( ع مص ) شیر اندک فرود آوردن ناقه. || پراکنده ریخته شدن شیر ناقه به دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شمشیر از نیام برکشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
زی حسگر تمایلی
سَوانگاری تمایلی
بی تمایل
تمایل ب چپ
تمایل برگشت باصل
تمایل به دوستی
تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
تمایل به یک طرف
تمایل بیجهت
نظرات