معانی کلمه : تمدید
لغت نامه دهخدا
تمدید. [ ت َ ] ( ع مص ) کشیدن. ( تاج المصادر بیهقی )( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نیک کشیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || آماسیدن. باد کردن. ورم کردن. رجوع به ابن البیطار و ترجمه لکلرک ذیل عنب شود.
فرهنگ عمید
کشیدن، دراز کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) کشیدن ، دراز کردن .
فرهنگ فارسی
کشیدن، درازکردن
۱ - ( مصدر ) کشیدن دراز کردن . ۲ - ( اسم ) کشش.یا تمدید مدت . طولانی کردن مدت .
۱ - ( مصدر ) کشیدن دراز کردن . ۲ - ( اسم ) کشش.یا تمدید مدت . طولانی کردن مدت .
مترادف و متضاد
کشش، کشیدگی
ادامه، تداوم
تداوم بخشیدن
دراز کردن، کشیدن
۱. ادامه، تداوم
۲. کشش، کشیدگی
۳. تداوم بخشیدن
۴. دراز کردن، کشیدن
